تبليغاتX
من ومسنجر
 عشق يعني ... نتوني صبر کني تا کسي شما رو به هم معرفي کنه. • عشق يعني ... همون سلام اول. • عشق يعني ... چيزي مثل تنفس در هواي پاک کوهستان. • عشق يعني ... يک موهبت طبيعي که بايد اونو پرورش داد. • عشق يعني ... انفجار احساسات. • عشق يعني ... وقتي دلت مي ره نتوني جلوشو بگيري. • عشق يعني ... جذب شخصيتش بشي.

اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره، مثل انگل تو وجودت خونه كنه

 آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بي تو اي آرام جان يا ساختم يا سوختم . سردمهري بين که هر کس بر آتشم آبي نزد گرچه همچون برق از گرمي سراپا سوختم . سوختم اما نه چون شمع طرب در بين جمع لاله ام کز داغ تنهايي به صحرا سوختم

 مهرباني را وقتي ديدم كه كودكي خورشيد را در دفتر نقاشيش سياه كشيد تا پدر كارگرش زير نور آفتاب نسوزد

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت

گاهي وقتا آدما در عرض چند ثانيه دل كسايي رو كه دوستش دارن ميشكنن منو بابت اون ثانيه ها ببخش

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:5  توسط ایمان | 
شرمنده عزیز که دلم واسه چشمای تو خیلی کمه شرمنده عزیز که تو میری و من دوستت دارم یه عالمه شرمنده اون نگاهتم تو رو خدا بدون هنوز به یادتم اشکام هنوزم یادم می یات دلم می گه فقط تو رو می خوات تو رو خدا منو ولم نکن عزیز تک و تنها ولم نکن تو این دیار خودت می دونی چقدر دوستت دارم* بسّه تو رو خدا اشکم و در نیار بد کردی عزیز به خدا رفتی و بی تو موندم بی هم صدا حقّم نبودش به خدا تک و تنها بمیرم تو غصّه ها حالا هر جا که هستی با خاطرهعشق من تو رو خدا یادت نره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:49  توسط ایمان | 
هر كس را خواندم مرا از ياد برد.هر كس را جستم مرا گم كردو هر كس را بخشيدم مرا شكست.زندگي همين است.آمدن براي رفتن،زيستن براي زنده بودن و گشتن براي نيا فتن

دریای نگاهت طوفانی است، تا می توانی نگاهم کن.من از غرق شدن نمی ترسم

هر پله ای که ایستاده باشی ، خدا بالاتره ، نه برای اینکه یادت بندازه که اون خداست و تو بنده ای ، برای اینکه دست تو بگیره و تورو بالاتر ببره

 دل من نرمترازجنس حریر/دلم از جنس بلور/گرتو را قصد شکستن باشد /سنگ بی انصافی است/ یک تلنگر کافی است

  ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟ اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره

 اگر در زندگي جرأت عاشق شدن را نداري، لا‌اقل شعور معشوقه بودن را داشته باش

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:20  توسط ایمان | 
اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيمهاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت

 وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

 يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 13:22  توسط ایمان | 
1-هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم

2-گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

3-فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

4-تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

5-شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

6-از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

۷-زیرسیگاری با ابنكه میدونه سیگار میشه دلشو میسوزونه ، بازم اونو تو دلش جامیده . زیرسیگاریتیم داداش

۸-نگاهم یاد باران كرده امشب ، مرا سر در گریبان كرده امشب ، غم و فریاد من از این و آن نیست ، دلم یاد رفیقان كرده امشب

۹-تو دریایی و من موجی اسیرم ، كه میخواهم در آغوشت بمیرم . بیا دریای من آغوش بركش ، نمیخواهم جدا از تو بمیرم

۱۰-دست دست . . . . . . دستا شله . . . . . . آهان بیا . . . . . . ماشالا دست دست . . . . . . . طرح شادسازی مشتركان تلفن همراه

۱۱-از شركت فرش مزاحمتون ميشم . مي خوام دلمو فرش زير پات كنم كه جز دل من هيچ جا پا نذاري ، هرجا باشي فرش زير پاتيم . . .

۱۲-همه واسه دوستشون گل مي فرستن، من موندم كه واسه گلم چي بفرستم


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:56  توسط ایمان | 
1-هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم

2-گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

3-فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

4-تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

5-شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

6-از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

۷-زیرسیگاری با ابنكه میدونه سیگار میشه دلشو میسوزونه ، بازم اونو تو دلش جامیده . زیرسیگاریتیم داداش

۸-نگاهم یاد باران كرده امشب ، مرا سر در گریبان كرده امشب ، غم و فریاد من از این و آن نیست ، دلم یاد رفیقان كرده امشب

۹-تو دریایی و من موجی اسیرم ، كه میخواهم در آغوشت بمیرم . بیا دریای من آغوش بركش ، نمیخواهم جدا از تو بمیرم

۱۰-دست دست . . . . . . دستا شله . . . . . . آهان بیا . . . . . . ماشالا دست دست . . . . . . . طرح شادسازی مشتركان تلفن همراه

۱۱-از شركت فرش مزاحمتون ميشم . مي خوام دلمو فرش زير پات كنم كه جز دل من هيچ جا پا نذاري ، هرجا باشي فرش زير پاتيم . . .

۱۲-همه واسه دوستشون گل مي فرستن، من موندم كه واسه گلم چي بفرستم


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:56  توسط ایمان | 
ايرانسل عشق را تكميل می كند : در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد ! ! ! عشق را با ايرانسل معنی كنيد. ( ايرانسل در خدمت عشق )

 يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم

  همه ميگفتن پيدا کردن يک دوست خوب سخته - من باورم نمي شد . . . ................................... حالا بعد از گذشت مدتي مي فهمم که تو براي پيدا کردن من چقدر سختي کشيدي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:12  توسط ایمان | 
فراق و دوري در برابر عشق مانند آتش است در برابر باد كه آتش كوچك را از بين مي برد ولي آتش بزرگ را شعله ور تر ميكند.

 بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه عشق تر است.....سهراب سپهري

 زندگي يک آرزوي دور نيست؛ زندگي يک جست و جوي کور نيست زيستن در پيله پروانه چيست؟ زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛ هرچه ناپيدا صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند تو را؛ با صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست؛ قمري تنها پي دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست؛ زندگي يک مقصد بي انتهاست هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ اين تمامش ماجراي زندگيست...

  زندگي را نفسي ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بي خيالي سپر هر درد است باز هممي خندم آن قدر مي خندم که غم از روي رود

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

هميشه رفتن بهترين نيست هميشه ماندن آن حضور ناب نيست گاهي ميان رفتن و ماندن هيچ فرقي نيست. دلتنگم ؟ باشد. او را نمي بينم ... باشد. اصل درست اين است که عزيزان ما در خانه ي دل ما جاي دارند

يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست

 اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشكنه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكنی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه…..اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت

من ترا در تو جستجو كردم نه در آن خواب هاي رويائي در دو دست تو سخت كاويدم پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي

 ويکتور هوگو : من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه کرد

  دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم که اي ظالم دلي آهن ربا داري

  براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 19:39  توسط ایمان | 
عشق ايستادنو خيس شدن زير باران نيست عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود و ديگري هيچ گاه نفهمد كه چرا خيس نشد؟

رفیق راهی و از نیمه راه می گویی... وداع با من بی تکیه گاه می گویی . هنوز حوصله ی عشق در رگم جاری است نمرده ام که غمت را به چاه می گویی

بس كه ديوار دلم كوتاه است هر كه ازكوچه ي تنهايي من مي گذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و مي گذرد

همه ميگفتن پيدا کردن يک دوست خوب سخته - من باورم نمي شد . . . ................................... حالا بعد از گذشت مدتي مي فهمم که تو براي پيدا کردن من چقدر سختي کشيدي

نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي ده

الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم

زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست

انجماد قلبها را از خشکسالي چشمها مي توان فهميد.چشمي که گريستن نمي تواند زيستن نمي داند

برگها زماني مي ريزند كه فكر ميكنند طلا شده اند پس هيچ وقت مغرور نشو

وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من براي به دست آوردنت چه نقشها که بازي نکردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 16:1  توسط ایمان | 
من تمام هستيم را در نبرد با سرنوشت .در تهاجم با زمان .آتش زدم .کشتم .... من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم . تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در يادم .... من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت .. بهارم رفت . عشقم مرد .يارم رفت

هر كسي هم نفسم شد دست اخر قفسم شد منه ساده به خيالم كه همه كارو كسم شد

قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد

  مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

  فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 18:12  توسط ایمان | 
 

کد آهنگ در وب نوا